بديع الزمان فروزانفر
813
شرح مثنوى شريف ( فارسى )
صوفيان ، در وصول بمقام ولايت و اتصال به حق ، ميان مردان و زنان تفاوتى قائل نبودهاند چه بعقيدهى ايشان آدمى از راه دل به خدا مىپيوندد ، دل است كه محل تابش انوار الهى است و ديگر اعضا هر يك براى وظيفهاى جسمانى آفريده شدهاند چنان كه دندان براى خاييدن و معده و ديگر عضوهاى درونى براى هضم و دفع مادهى غذايى ، تفاوت اعضاء تناسل كه مجراى شهوت جنسى است و براى توليد و تكثير نسل آفريده شده ، موجب قرب و بعد و اتصال و انفصال از حقيقت نتواند بود و بدين جهت نام بسيارى از زنان را در طبقات مشايخ آوردهاند ، ابو الفرج عبد الرحمن بن الجوزى در كتاب صفه الصفوة ، نام عدهى بسيارى از زنان را كه بمقام عالى در زهد و معرفت و تصوف رسيدهاند ، دوشا دوش مشايخ بزرگ از قبيل : معروف كرخى و جنيد و ابو بكر شبلى آورده است ، جامى نيز در نفحات الأنس ترجمهى حال چند تن از زنان را در عداد مشايخ صوفيه ذكر مىكند ، محيى الدين در فتوحات نيز عقيدهاى معتدل دربارهى زنان و حتى ترجيح آنها بر مردان در بعضى از احكام اظهار نموده است ( فتوحات مكيه ، ج 3 ، ص 117 ) فريد الدين عطار نظر صوفيان را درين باره بدين گونه بيان مىكند : « اگر گويند كه ذكر او ( رابعه عدويه ) در صف رجال چرا كردى گويم خواجهى انبيا عليه الصلاه و السلام مىفرمايد كه ان اللَّه لا ينظر الى صوركم كار به صورت نيست ، به نيت نيكوست اگر رواست ثلثان دين از عايشهى صديقه رضى اللَّه عنها گرفتن هم رواست از كنيزكان او فايده گرفتن ، چون زن در راه خداى تعالى مرد باشد و او را زن نتوان گفت چنان كه عباسهى طوسى گفت : چون فردا در عرصات آواز دهند كه يار جال اول كسى كه پاى در صف رجال نهد ، مريم بود . كسى كه اگر در مجلس حسن بصرى حاضر نبودى مجلس نگفتى لا جرم ذكر او در وصف رجال توان كرد بل كه از روى حقيقت آن جا كه اين قوماند همه نيست توحيدند ، در توحيد وجود